محمد على آزاد كشميرى

307

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

مير غلامعلى آزاد بلگرامى در مآثر الكرام گفته كه : « حزين : شيخ محمد على ، سلسله نسبش به هژده واسطه به شيخ زاهد گيلانى - مرشد شيخ صفى الدّين اردبيلى جد سلاطين صفويه - مىپيوندد و مولد و منشأ شيخ ، اصفهان است . چون نادر شاه بر ممالك ايران استيلا يافت و امنى كه در عهد سلاطين صفويه بود برهم خورد ، شيخ رخت سفر به ديار هند كشيد و در سنهء سبع و اربعين و مائة و الف ( 1147 ) از راه دريا به بندر تته رسيد و از طريق سيوستان و خداآباد وارد بلدهء بهگر گشت . اتفاقا در آن ايام عطف عنان فقير از سند به جانب هند واقع شد و در بلدهء بهگر با شيخ ملاقاتها دست داد . جامع علوم عقلى و نقلى است و در نظم و نثر رتبه‌اى بلند دارد . آخر از راه ملتان و لاهور متوجه دارالخلافهء دهلى شد و قريب چهارده سال در اين شهر به عنوان انزوا اقامت گزيد و در سنهء احدى و ستين و مائة و الف ( 1161 ) از شاه‌جهان‌آباد برآمده چندى در اكبرآباد وقفه كرد و از آنجا به شهر بنارس شتافت » . صاحب نتايج الافكار بعد ذكر محامد و اوصاف شيخ موصوف گفته كه : « وى در سنهء ثلث و اربعين و مائة و الف كمر همت به عزم زيارت حرمين شريفين بربست و عند المراجعة عبورش بر بلدهء لار افتاد . در آن ديار از حوادث روزگار كه منشاء آن وجود نامسعود نادر شاه بود توقف مناسب نديده خود را به ساحل درياى شور كشيده از بنادر فارس و كرمان و بندرعباس گذشته خود را به بندر تته [ شته ] كه از بنادر ملك سند است رسانيد و از آنجا بر سيوستان و ملتان و لاهور عبور كرده به منزل مقصود كه عبارت از دارالخلافهء شاه‌جهان‌آباد است فايز گرديد و مدتى در آن ديار خلد آثار بسر برد . عمدة الملك امير خان متخلص به « انجام » سيور غالى سير حاصل بودى از سركار محمد شاه پادشاه رهانيده بود در آن فارغ البال به جمعيت خاطر مىگذرانيد . قضا راهجو اهل هند از زبانش سر زده و شعراى شاه‌جهان‌آباد را به شورش و پرخاش آورده طاقت اقامت دهلى در خود نيافته متوجه اكبرآباد گشت ، و بعد توقف چندروزه از آنجا به سياحت بنگاله شتافت ، و از بنارس گذشته تا به عظيم‌آباد رسيده باز به رجعت قهقرى خود را به بنارس رسانيد و در آنجا رنگ سكونت ريخته « 1 » عاقبت خانه‌اى ترتيب داد و همان‌جا در سنهء ثلاث و ثمانين و مائة و الف رو به منزل آخرت نهاد » . آقا احمد بهبهانى در كتاب مرآة الاحوال جهان‌نما به تقريب ذكر ورود خود در بلدهء بنارس نوشته كه : « قريب به خارج شهر واقع است مقبرهء شيخ محمد على جيلانى متخلص به « حزين » كه از احفاد عارف ربانى شيخ ابراهيم معروف به زاهد جيلانى مرشد و مطاع شاه صفى جد اعلاى سلاطين صفويه - رضوان اللّه عليهم - است و اوصاف آن از غايت اشتهار ، مستغنى از اظهار است . و شيخ مذكور سلالهء آن خاندان و شعله‌افروز آن دودمان بود . ولادت باسعادتش در روز [ دو ] شنبه بيست و هفتم ماه ربيع الاول سنهء يك‌هزار و يك‌صد و سه ( 1103 ) هجرى در اصفهان اتفاق افتاده و در خدمت جمعى از

--> ( 1 ) . رنگ ريختن - طرح عمارت افكندن ، شروع به كارى كردن ( آنندراج ) .